۱۳۹۰ اسفند ۱۴, یکشنبه

«تحریم گسترده انتخابات، دستاورد ارزشمند مخالفان حکومت



گرچه موضوع ایران در رسانه‌ها با مسائلی چون پرونده اتمی، احتمال حمله نظامی و اسرائیل گره خورده است اما با پایان یافتن فرصت تبلیغات انتخاباتی در آستانه انتخابات فردا میتوان جوانه های یک همگرایی بی‌سابقه در میان نیروهای مخالف حکومت ایران را مشاهده کرد. جوانه‌هایی که حول تحریم انتخابات فرمایشی در نظام سیاسی ایران سربرآورده و بیراه نیست اگر بگوئیم آنچنان ریشه‌های مستحکمی در تاریخ مبارزه علیه استبداد مذهبی دارد که میتوان با رهبری و درایت آن را تثبیت و به پیروزی رساند.
معیشت مردمی، انتخابات حکومتی
از اظهارات مسوولان ارشد نظام جمهوری اسلامی بر‌می‌آید که انتخابات مجلس نهم، «مهم‌ترین انتخابات» حیات نظام اسلامی است. تجربه جنبش سبز و همچنین شرایط ویژه ایران باعث شده آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی از دست اندرکاران انتخابات بخواهد که اجازه ندهند انتخابات به یک چالش امنیتی برای نظام تبدیل شود. میزان اهمیت انتخابات مجلس نهم برای جمهوری اسلامی تا آنجا افزایش یافته است که رسانه‌های رسمی حکومت به نقل از آقای خامنه‌ای اعلام کرده‌اند که رای دادن در انتخابات واجب و تکلیف دینی است.
از سوی دیگر در شرایطی که فشار ناشی از تحریم‌ها و سیاست‌های دولت، وضعیت اقتصادی مردم را تا حد زیادی تنزل داده و بیشتر آنها هنوز خاطره انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ را در ذهن دارند، صحبت از حضور پای صندوق‌های رأی برای بسیاری از ایرانیان بی‌معناست.
به گزارش رویترز علی محبی، فروشنده پارچه در بازار تهران، با اشاره به بی‌رونقی کسب و کارش در روزهای منتهی به انتخابات می‌گوید: «تصمیم ندارم در این انتخابات شرکت کنم. چطور می‌توانم در حالی که در شُرُف ورشکستگی هستم به چیز دیگری فکر کنم؟» این کاسب ۴۸ ساله در ادامه با اشاره به دلیل کسادی دخلش توضیح می‌دهد: «این هفته هیچ فروشی نداشته‌ام. مردم حتی الان که شب عید است هم پولی برای خرج کردن ندارند.»
گرچه وضع تحریم های بین المللی در پیشی گرفتن دغدغه های معیشتی بر مسائل سیاسی مردم اثر داشته اما هجوم به سفره های مردم پیش از وضع تحریم‌ها و با اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها آغاز شده بود.  احمدی‌نژاد در سال ۲۰۱۰ میزان یارانه‌های سوخت و مواد غذایی را کاهش داد تا ۱۰۰ میلیارد دلار در بودجه دولت صرفه‌جویی کند و سطح آسیب‌پذیری کشور در برابر تحریم‌ها و واردات سوخت را تا حد ممکن پایین آورد. این اقدام دولت در نهایت به بالا رفتن پیوسته قیمت‌ها ، صعود نرخ تورم و بیکاری انجامید و نه تنها نتوانست کمکی به درآمدهای دولت در ایجاد و بهبود عمرانی و معیشتی باشد بلکه در نهایت به اختلاس‌های میلیاردی و کسری بودجه های سرسام آور ختم شد.
در همین رابطه سیدرضا اکرمی، نماینده تهران در مجلس ایران میگوید دولت ایران در سال جاری با کسری ۴۰هزار میلیارد تومانی روبروست که حدود ۱۵هزار میلیارد آن به دلیل «اجرای غلط طرح هدفمند کردن یارانه‌ها» ست.
اصولگرایان
با همه این ها محافظه کاران از ماه ها قبل از برگزاری انتخابات سعی کردند تا با ایجاد یک جبهه واحد برای وارد کردن نیروهای خود به مجلس نهم تلاش کنند. در این مورد می توان به جلسه های کاری معروف به ۸+۷ متشکل از احزاب و گروه های اصولگرا با هدف ایجاد یک ائتلاف از اصولگرایان اشاره کرد. دو قطب عمده این جبهه شامل «جبهه متحد اصولگرایان» وابسته به «محمدرضا مهدوی کنی» رییس مجلس خبرگان رهبری و دبیرکل جامعه روحانیت مبارز و «جبهه پایداری انقلاب اسلامی» با هدایت «محمد تقی مصباح یزدی» بنیانگذار و مدیر «موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی» است.
در این میان به نظر میرسد «غلامعلی حداد عادل» از لیست اصولگرایان و «مرتضی آقا تهرانی» از لیست جبهه پایداری بیشترین شانس‌ها را برای تصاحب کرسی ریاست مجلس آینده داشته باشند. تشطط نظری و اختلاف‌های معطوف به قدرت در این جبهه موجب شده تا نظر قاطبه رهبری مبنی بر انتشار تنها یک لیست از اصولگرایان هم به حاشیه رانده شود به گونه‌ای که آیت‌الله مهدوی کنی در تازه ترین اظهار نظر خود «شان روحانیت» را بالاتر از آن دانسته تا در فعالیت های حزبی شرکت کند ولی گفته است که «ما ورود پیدا کردیم تا در راستای اتحاد برادران اصولگرا، جبهه متحدی تشکیل شود لکن عده ای اجازه ندادند این اتفاق مبارک به درستی صورت پذیرد و این جبهه تبدیل شد به سیزده جبهه.»
با این اوضاع انتخابات آتی چیزی بیشتر از دعوای میان محافظه کاران نخواهد بود، دعوایی که به راحتی میتوان ریشه های آن را در نزاع رییس جمهوری و رهبری یافت.
انتخابات ۱۲ اسفند
انتخابات ۱۲ اسفند، نخستین انتخابات بعد از خرداد ۱۳۸۸ است که معترضان مدعی تقلب گسترده حاکمیت در آن شدند و برخلاف گذشت بیش از دو سال از آن حاکمیت هنوز نتوانسته است، پاسخ روشن و مشخصی به ادعای نامزدهای معترض بدهد. حال حاکمیت تلاش می‌کند تا برای خنثی کردن این اعتراض‌ها این بار مردم بیشتری را به پای صندوق‌های رای بیاورد. در چنین شرایطی حکومت تلاش می‌کند تا انتخاباتی برگزار کند که هم نمایندگان مورد وثوق جناح نظامی نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی به مجلس راه یابند و هم تعداد رای دهندگان در انتخابات افزایش یابد. این جناح برای حل مساله نخست، اقدام به معرفی نامزدهای مورد اعتماد در حوزه انتخابیه کرده که در میان آنها بسیاری از فرماندهان سپاه یا سپاهیان بازنشسته نامزد این دوره از انتخابات مجلس هستند. بررسی سوابق نامزدهای نمایندگی مجلس در حوزه‌های انتخاباتی سراسر کشور حکایت از حضور بیش از ۱۶۰ فرمانده نظامی و یا افراد نزدیک به سپاه پاسداران در این دوره انتخابات دارد که نشان از نظامی تر شدن ساختار سیاسی در ایران دارد.
از طرفی تعداد افراد دارای حق رای در ایران همواره مساله‌ساز بوده است. نگاهی به شاخص‌های آماری گویای این است که حاکمیت، پیش از شروع انتخابات به صورت میانگین و خوشبینانه در دوره‌های قبلی دو میلیون نفر از تعداد افراد دارای حق رای را حذف کرده و این دوره نیز همین شیوه را به کار گرفته است تا در صورت کاهش مشارکت مردم، امکان این را داشته باشد که میانگین مشارکت کنندگان در انتخابات را افزایش دهد و با دست‌کاری آمار رای دهندگان همچنان برای خود مشروعیت سازی کند.
در کنار این دو، عوامل دیگری هستند که ماهیت انتخابات در تمامی دوران حاکمیت جمهوری اسلامی را زیر سوال میبرند. گزاره هایی که نوظهور نیستند اما اشاره مجدد به آنها میتواند به تدقیق موضوع بیانجامد.
- اصل اساسی در انتخابات، پذیرش رقابت مسالمت آمیز و پذیرش حق برنده برای رقبا است. هرچند قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حق رقابت و دسترسی همگان به انتخابات را به رسمیت شناخته، اما در عمل از وجود سازوکارهای اجرایی در این زمینه ممانعت به عمل آورده است.
- انتخابات بدون وجود احزاب مختلف که مجاری تجمیع‌کننده آرای مردم هستند، معنایی ندارد. در واقع احزاب نقش حائل را بین مردم و انتخابات بازی می‌کنند. یعنی انتخاباتی که از مجاری احزاب عبور نکند بیشتر به کارناوال و بازی نمایشی سیاسی شبیه است که حصول هر نتیجه‌ای از آن قابل تصور است. اگرچه قانون اساسی حق به وجود آمدن و تأسیس احزاب و گروه‌های سیاسی را به رسمیت شناخته، اما باز هم در عمل هیچ سازمان و حزبی اجازه تأسیس و فعالیت نیافته است.
- انتخاباتی که در ان از اصل آزادی بیان پیروی نشود از معنا تهی خواهد بود. زیرا یکی از دلایل انتخابات، فراهم شدن فضایی است که در آن مردم بدون هیچ گونه خط قرمز و محدودیتی به فرد یا گروهی رأی دهند که حامل پیام و دغدغه آن‌ها است به مجمعی که در آن سیاست‌های کلی یک کشور تعیین می‌شود. آزادی بیان در سال‌های زمامداری جمهوری اسلامی هیچ گاه وجود نداشته است.
- هر حزب گروه و سازمانی برای معرفی و ارائه برنامه‌ها و سیاست‌های خود به ارگانی تبلیغاتی همچون روزنامه یا رسانه‌های سمعی بصری نیاز دارد. فضای سیاسی ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی هیچ گاه از وجود ارگان‌های تبلیغی واقعی بهره نبرده است.
- صرف رأی دادن و انتخاب کاندیدا دلیل برسالم بودن انتخابات نیست، بلکه فلسفه انتخابات و رأی دادن مردم، به پیگیری و مطالبه حقی برمی‌گردد که مردم احساس می‌کنند هنوز به آن حق نرسیده‌اند یا از آن‌ها گرفته شده است. وقتی فضای مناسب برای مشارکت آزاد سیاسی فراهم نشود، معمولا رأی دادن ماهیت خود را از دست می‌دهد و آنچه به صندوق‌ ریخته می‌شود یا از سر اجبار است یا از ترس محرومیت‌های اجتماعی و گاهی نیز بر اثر هجمه تبلیغاتی جریان حاکم.
- حتی آگاهی مردم از دلیل رأی دادن به معنای سالم و دمکراتیک بودن انتخابات نیست؛ بلکه مرحله پس از انتخابات یعنی شیوه پیگیری حقوق مردم نیز مد نظر قرار می‌گیرد. چنین روندی بطور قطع باز به وجود احزاب بر می‌گردد که بعد‌ها در برابر عدم اجرایی شدن وعده‌هایشان پاسخگو هستند که در بدبینانه‌ترین حالت‌اش رأی مأخوذه را برای دوره‌های بعد از دست می‌دهند. هیچ نهاد نظارتی مستقل و پاسخگویی در ایران برای این روند فعال نیست.
- انتخابات در صورتی آزاد است که کلیه افراد و گروه‌های سیاسی از حق کاندیدا شدن برای ورود به کارزار انتخاباتی برخوردار باشند. در هشت دوره انتخابات برگزار شده مجلس شورای اسلامی بیشتر جریان‌ها و افراد چپ، لیبرال، هویت طلب و به طور کلی سکولار از ورود به کارزار انتخاباتی محروم بوده‌اند و رقابت بیشتر در میان جناح‌های حکومتی در جریان بوده است.
- نظام انتخاباتی به چگونگی تبدیل کرسی‌های بدست آمده برای مشارکت گروه‌های سیاسی در پروسه قدرت سیاسی با توجه به آرای کسب شده نظر دارد. یعنی تعریف فرمولی که در آن افراد و گروه‌های پیروز در انتخابات را در تأثیرشان بر چگونگی تعیین سیاست‌ها تعیین می‌کند. نظام انتخاباتی در ایران از آسیب‌های زیادی رنج می‌برد. مدل نظام انتخاباتی ایران اکثریت دودوری است. چنین مدلی برای جوامع چند فرهنگی نامناسب و غیر دمکراتیک است، زیرا چنین مدلی بیشتر برای نظام‌‌های سیاسی‌ای مناسب است که دو حزبی هستند و کلیه شکاف‌های اجتماعی در آنها بر آن دوگانگی استوار است. اما پیروی نظام انتخاباتی ایران از چنین مدل فرانسوی، تنها به حذف و طرد گروه‌های سیاسی، ملی، قومی و جنسیتی منجرشده و از سوی دیگر به قبضه کردن قدرت در دست یک عده محدود می‌انجامد.
همانطور که اشاره شد هیچ کدام از این موارد برای ما ناآشنا و غریب نیستند اما آنچه به این انتخابات رنگ و بوی متفاوتی داده، یکصدا شدن بی‌سابقه نیروهای مخالف دولت بر سر مقوله «تحریم انتخابات» است.
تحریم انتخابات
انتخابات روز جمعه در حالی برگزار می شود که مخالفان حکومت ایران برای اولین بار شرکت در آن را به صورت گسترده تحریم کرده‌اند. این اقدام میتواند تجربه ای در همگرایی نیروهای ساختارشکن و دموکراسی خواه باشد که به دنبال ایجاد و تقویت راهکارهای رهایی بخش در مقابله با حکومت اسلامی هستند. فراگیر شدن ماهیت غیردموکراتیک انتخابات در ایران و همچنین هژمونی یافتن رویکرد تحریم انتخابات -که در سی سال حیات جمهوری اسلامی از سوی ساختارشکنان مطرح بوده و هست- آنچنان فراگیر شده که اصلاح طلبان را نیز به اردوی تحریم کنندگان کشانده است.
در تازه ترین اظهارنظرها در این زمینه، مصطفی تاج زاده، عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که زندانی‌ست، در پیامی گفته : «در انتخابات نمایشی و غیر آزاد دوازدهم اسفندماه شرکت نمی کنم و رای نمی دهم.» آقای تاج زاده «ده دلیل» را برای عدم شرکت در انتخابات بر شمرده است که از جمله آنها می توان به این موارد اشاره کرد: «عدم رسیدگی به شکایات ما از کودتاچیان انتخابات ۸۸»؛ «انتصاب مجدد آقای جنتی و دیگر متخلفان انتخابات پیشین»؛ «تداوم دخالت های غیرقانونی نیروهای نظامی و امنیتی در انتخابات آتی و تلاش برای مهندسی آن»؛ «حبس خانگی غیرقانونی دو نامزد انتخابات گذشته (آقایان موسوی و کروبی)»؛ «بی توجهی به پیشنهادهای دلسوزانه و حداقلی خاتمی.»
دکتر مهرداد خوانساری دبیرکل سازمان موج سبز نیز در مطلبی چنین میگوید:‌ «به منظور جهت دادن و به ثمر رساندن تلاش‌ها و فداکاری های مردم ایران در سه دهه گذشته، برای دست یافتن به عدالت و آزادی، تنها، تحریم فعال انتخابات و بر شمردن عواقب وخیم سیاسی و اجتماعی شرکت در انتخابات، می‌تواند از جان گرفتن مجدد نظام و تشدید بحران وخیم اقتصادی و افزایش فشارهای اجتماعی در کشور همراه با تحریم های جدید و  احتمالا بروز جنگ خانمانسوز دیگری جلوگیری نماید. امروز این مسئولیت خطیر بعهده هر ایرانی وطن پرست می‌باشد تا با اطلاع رسانی های لازم در زمان باقیمانده به انتخابات، مانع از آن شوند تا مردم بی پناه ما یکبار دیگر بازیچه فریبکاری و صحنه سازی های تازه‌ حکومت شوند.»
این شرایط هرچند برتری‌هایی نظیر «یکدستی در تحریم انتخابات» را نصیب مخالفان حکومت ایران و به عبارتی «ما» کرده است اما باید بر این امر واقف بود اگر این مهم از شروط لازم است اما کافی نیست. چنانچه این دستاوردها با مقاومت و کنش فعال در عرصه‌های مدنی و سیاسی همراه نشود، چشم انداز روشنی را مقابل نیروهای آزادی‌خواه ترسیم نخواهد کرد. این پیشروی کم‌نظیردر پیوند با مقوله سازماندهی و رهبری و همچنین ارائه تحلیل‌های راهگشا میتواند سرآغاز فصل نوینی در مشارکت جمعی نیروهای آزادیخواه و تحول طلب ایران در راه برقراری دموکراسی و کرامت بشر باشد.

قدردانی «موج سبز» از مراجع معتبر دینی



موج سبز، مراتب سپاس و قدردانی خود را از مراجع تقلید مردمی و فهیم که با عدم شرکت در انتخابات فرمایشی مجلس نهم اسلامی، صدای زجر کشیده و ندای وامظلومای ملت ایران را شنیده و با این اقدام خود، دل مردم و شهدای راه آزادی را خرسند نمودند،‌اعلام میدارد.
این حمایت بی نظیر و تاریخی از مواضع آزادیخواهان ایران، بویژه در عمر ۳۳ ساله جمهوری اسلامی، مهر تاییدی است بر مبارزات فرا حزبی و فرا طیفی مردم ایران علیه استبداد.
موج سبز از مردم مبارز ایران می خواهد تا آنان نیز به سهم خود، با درک کامل از موقعیت خطیر و حساس مراجع معتبر دینی بخصوص در پی این حرکت شجاعانه، به هر نحو ممکن حمایت خویش را از حضرات آیات
  • آیة الله العظمی وحید خراسانی
  • آیة الله العظمی موسوی اردبیلی
  • آیة الله العظمی یوسف صانعی
  • آیة الله العظمی سید صادق شیرازی
  • آیة الله العظمی سید صادق روحانی
  • آیة الله العظمی سید موسی شبیری زنجانی
  • آیة الله اسدالله بیات زنجانی
  • آیة الله علی محمد دستغیب
  • بیت مرحوم آیة الله العظمی منتظری
اعلام و در مقابل حکومت قدار ولایت مطلقه فقیه از ایشان و راهشان که همان راه بازگشت دین به معنویت و اخلاق و دوری از حکومت می باشد ارج نهند، و نگذارند که نظام خودکامه حاکم بر کشورمان بتواند مانند گذشته دین  اسلام را همچنان بازیچه دست «رقاصان سیاست باز» که آبروی ایران و اسلام را در ۳۳ سال گذشته برده اند، بنماید.
بنیانگذار موج سبز
امیرحسین جهانشاهی
لندن، شنبه ۱۳ اسفندماه ۱۳۹۰ برابر با ۹ربیع الثانی۱۴۳۳

۱۳۹۰ اسفند ۱۰, چهارشنبه

پیام تبریک موج سبز به اصغر فرهادی برای دریافت جایزه اسکار

سازمان موج سبز  که ریاست ان را امیر حسین جهانشاهی به عهده دار،  به اصغر فرهادی کارگردان ایرانی که موفق شد جایزه اسکار را دریافت کند،تبریک گفت...

اصغر فرهادی، کارگردان پر آوازه کشورمان، بار دیگر نام ایران و ایرانی را بر قله های هنر جهان به اهتزاز در آورد و مایه سربلندی و سرافرازی میلیونها ایرانی گردید.
اصغر فرهای و هنرمندان این سرزمین، با هنر و خلاقیت خود، تلاش بی وقفه حکومت اسلامی برای نابودی هنر و تمدن این سرزمین و جدایی انداختن میان مردم ایران و مردم دیگر کشورها را نقش بر آب ساخته و پلی مستحکم میان فرهنگها و ارزشهای انسانی برپا نموده اند.
موج سبز، کسب این افتخار بزرگ را به آقای اصغر فرهادی و همکارانشان و همچنین ملت بزرگ ایران تبریک می گوید.

۱۳۹۰ اسفند ۹, سه‌شنبه

گزارش جلسه در دفتر خامنه ای برای مهندسی انتخابات مجلس رژیم



گزارش جلسه در دفتر خامنه ای برای مهندسی انتخابات مجلس رژیم



تقلب انتخابات مجلس قبل از روز انتخابات

گزارش دریافتی از درون رژیم: در یک جلسه غیر علنی که اخیراً در دفتر رهبر جمهوری اسلامی تشکیل شده است، علی خامنه ای و پسر وی مجتبی همراه با فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و سایر عوامل کلیدی در رژیم تصمیم گرفتند که مجددا مردم ایران را فریب دهند.
جدول زیر نشاندهنده نتایج انتخابات هفته آینده مجلس شورای اسلامی است که در پی تصمیمات رهبر و نزدیکان وی، قبل از برگزاری انتخابات دستکاری شده است.

احزاب و جبهه ها
درصد
محافظه کاران
جبهه متحد اصولگرایان
34.9
25.2
3.2
جبهه پایداری
جبهه ایستادگی – محسن رضائی
طرفداران احمدی نژاد
7.1
عوامل مستقل
جبهه های مختلف، اصلاح طلبان، حامیان سپاه پاسداران
1.14
احزاب اصلاح طلب
کارگزاران و طرفداران رفسنجانی
13.8
اقلیت های قومی
ارامنه (2)
کلدانیان و آشوری ها (1)
کلیمی ها (1) و زرتشتی ها (1)
5 کرسی ثابت -
1.7
درصد شرکت: 68

توطئه اصلی دستکاری کردن و تغییر نتایج انتخابات در جلسه ای که توسط رهبر هماهنگ شده بود، برنامه ریزی شده است. دلیل تصمیم خامنه ای مبنی بر جعل نتایج، هراس وی از این است که این انتخابات در یک دوره بسیار حساس از نظر رژیم صورت میگیرد و این هراس چهار دلیل دارد:
1. بحران سیاسی مترقبه بین حامیان رهبر و طرفداران احمدی نژاد در"جریان انحرافی".
2. ترس از پدیدار شدن مجدد اصلاح طلبان و عوامل مخالف دیگر.
3. هراس از شروع تظاهرات و عملیات خشونت آمیز همانند آنچه در سال 2011 گریبانگیر کشورهای عربی شد.
4. اضطراب از اعمال تحریمات اقتصادی و فشار بین المللی بر علیه جمهوری اسلامی.
علاوه بر این، خامنه ای و دیگر سران کشور، همگی نگرانی شدید خود را نسبت به تحریم کلان انتخابات که مشروعیت نظام و رهبر را زیر سئوال می برد ابراز نمودند و گفته اند که با توجه به این امر موفقیت قاطع در انتخابات امری حیاتی است.
خلاصه صورتجلسه این ملاقات فوق العاده بدین شرح است:
محل این جلسه: ¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢
حاضرین: خامنه ای، مجتبی خامنه ای، علی لاریجانی (رئیس مجلس)، صادق لاریجانی (رئیس قوه قضائیه)،محمد جعفری (فرمانده سپاه پاسداران)، حجت الاسلام حسین طائب (فرمانده اطلاعات سپاه پاسداران)، سرتیپ محمد رضا نقدی (فرمانده بسیج) و وحید حقانیان (مشاور ویژه رهبر که در دستکاری نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 دست داشته است).
در ابتدای این جلسه، خامنه ای به حاضرین دستور داد که این جلسه قبل از هر مقوله به ابعاد سیاسی انتخابات مجلس و صرفاً پس از آن به سایرمسائل مطروحه، مانند امنیت داخلی قبل و بعد از انتخابات و در روز انتخابات، خواهد پرداخت.
خامنه ای همچنین گفت که وی چهار نکته نگران کننده راهبردی و سیاسی را در رابطه با انتخابات آتی شناسائی کرده است . اول اینکه اگر احمدی نژاد ، مشائی و سایر اعضای جریان موسوم به "جریان انحرافی" فکر میکنند که میتوانند در انتخابات مجلس به دستآوردی نایل شوند که ماندن آنها را در نهاد ریاست جمهوری در آینده تضمین کند، شکی نیست که کاملا اشتباه می کنند.
خامنه ای اضافه کرد که باید طوری به آنها فهماند که اتحاد و همسوئی در این دوره زمان امری حیاتی است. وی تاکید کرد که اگر اعضای جریان انحرافی این مهم را درک نمیکنند، آنها نیز جزئی از فاسدین بشمار می روند.
دومین نکته ای که به حاضرین گوشزد شد این بود که آنها نباید به هیچ وجه حتی برای یک لحظه به فعالیت جریان فتنه بی توجهی کنند و آنرا نادیده بگیرند. خامنه ای اضافه کرد که عوامل فاسد جریان فتنه با فراخواندن مردم به تحریم انتخابات و از بین بردن مشروعیت انقلاب هنوز در حال توطئه گری بر علیه انقلاب اسلامی هستند.
خامنه ای خاطر نشان کرد که موفقیت در انتخابات با مشارکت بالای مردم، به کشورهای غربی ثابت خواهد کرد که نظام کماکان قوی است. وی گفت که آن افغانی (معلوم نیست که منظورش به کي بود) همین یک هفته پیش به آنها ثابت کرده است که جریان فتنه هنوز خطرناک است و باید شدیداً مراقب آنها بود و نظام باید با همه امکاناتی که در اختیار دارد از سازماندهی مجدد آنها جلوگیری کند.
خامنه ای همچنین اظهار داشت که لازم به یادآوری نیست که دشمنان انقلاب بطور مستمر در مسائل داخلی دخالت میکنند و آنها از هر نوع اختلاف و نفاق در این انتخابات جهت برانگیختن خشونت و خونریزی بر علیه ما و ادامه آنچه در سال 1388 شروع کردند، استفاده خواهند کرد.
وی گفت که دشمنان با ناکامی سعی کرده اند که شورش در کشورهای عربی را بر علیه انقلاب اسلامی بکار بگیرند – و البته شورش برادران اسلامی بر ضد سران عرب که همانند شاه ایران فاسد بودند خود نشانگر این امر است ولی با این وجود این که این شورش ها نامنظم بوده ممکن است در ثبات ما تاثیرداشته باشد.
به گفته خامنه ای، چهارمین موردی که موجب نگرانی شدید وی میباشد تحریمات و سایر اقداماتی است که بر علیه نظام اتخاذ میشوند که منظور واقعی استکبار تسلط بر آینده کشور است.
وی گفت که شدت فشار بر روی جمهوری اسلامی در 32 سال اخیر بی سابقه است و او از این بیم دارد که در صورتیکه تدابیری اتخاذ نشود، انتخابات باعث تشدید این فشارها خواهد شد.
مجتبی خامنه ای نیز در این جلسه اعلام کرد که بی کفایتی برخی از نامزد ها باعث نگرانی شدید وی شده است (احتمالا وی به برخی از رقبای احمدی نژاد اشاره میکرد که در پی روند تایید صلاحیت توسط وزارت کشور رد صلاحیت شدند). اما خامنه ای گفت که شورای نگهبان می تواند وضعیت را سامان دهد.
خامنه ای سپس علی لاریجانی را بابت تلاشهایشان مبنی بر هماهنگ نمودن سودمند موارد با آیت الله جنتی (رئیس شورای نگهبان)، در جهت تضمین شایسته بودن فهرست نهائی نامزدها تحسین کرد. (به عبارت دیگر، تنظیم کردن آن بطوریکه از بدست آوردن قدرت بیش از حد اصلاح طلبان و یا همدستان احمدی نژاد جلوگیری شود).
علی لاریجانی با بازخواندن ورقی که پیش رو داشت گزارش داد که طبق اطلاعات حاصله از یک جمع بندی محرمانه که توسط وزارت اطلاعات صورت گرفته است، پیش بینی میشود که جبهه متحد اصولگرایان (که خود لاریجانی وابسته به آن است)، اکثر کرسی ها در مجلس آتی را بدست خواهد آورد، اما با تعداد آرای بسیار کمتر از آنچه میخواهند.
طبق ارزیابی وی، تعداد آرا برای جبهه حامیان دولت اسلامی، بیشتر از آنچه که قابل قبول آنها است، خواهد بود.
خامنه ای در ادامه گفت که احتمال بوجود آمدن یک پیوند سیاسی بین آنها (جبهه حامیان دولت اسلامی) و جریان فتنه در چارچوب یک ائتلاف در آینده گزینه ای است خطرناک و غیر قابل قبول.
صادق لاریجانی نیز گفت که این امر به منزله یک تهدید جدید است. وی پیشنهاد کرد که مشائی باید دستگیر شود و اظهار داشت که شواهد کافی برای تشکیل یک پرونده قضائی علیه وی که به زندانی کردن او برای مدت طولانی منتهی شود، در دست است.
خامنه ای نیز تاکید کرد که باید جریان انحرافی را تضعیف کنند و راه جریان فتنه را مسدود نمایند.
علی لاریجانی در ادامه سخننانش، از خامنه ای بابت مطرح نمودن مسئله اغتشاشات انتخابات سال 1388 تشکر کرد و گفت که جریان فتنه از سال 1388 تا بحال شدیدآ ضعیف شده است.
مجتبی خامنه ای وارد سخنان وی شد و گفت که طبق اطلاعاتی که توسط کوتولو (معلوم نیست منظورش که بود) به وی داده شده است، اشخاص مربوط به جریان فتنه بطور مستقل در انتخابات شرکت خواهند کرد و شورای نگهبان باید حرکات آنها را شدیدا تحت نظر قرار دهد تا مبارزه انتخاباتی آنها را خنثی کند.
حجت الاسلام طائب اظهار موافقت نموده و اضافه کرد که باید اطمینان خاطر حاصل نمود که اکثر کرسی ها در مجلس آتی بطور کلان در سلطه حامیان محافظه کار رهبر باشند تا بتوان دست جریان انحرافی و جریان فتنه و هر احدی را که شئون انقلاب و نظام و مقام رهبری را محترم نداند بطور قطعی خرد کرد.
جعفری نیز گفت که سپاه بسیاری از افراد خود را بعنوان نامزد های مستقل و یا بعنوان اعضای جبهه های سیاسی در انتخابات شرکت داده است.
وی افزود که آنها باید تعداد کرسی هایشان را در مجلس حداقل به میزان 30 تا 40 درصد افزایش دهند.
طائب تاکید کرد که تا آنجایی که ممکن است این کار ساکت و مخفیانه انجام می شود و خامنه ای این سخنان را تایید نمود.
خامنه ای سپس دستور داد که این انتخابات باید به بهترین نحو به نفع ولایت فقیه تمام شود و افزود که جبهه متحد اصولگرایان قسمت اعظم کرسی های مجلس را از آن خود خواهد کرد، اما باید توجه داشت که این تعداد بیش از 40 درصد نباشد بلکه شاید هم کمی کمتر، اگر نه این امر ممکن است مشروعیت این انتخابات را از نظر مردم تحت سوال قرار دهد و منجر به تظاهرات و خشونتی شود که باید از آن جلوگیری کرد.
صادق لاریجانی شک و تردید خود را نسبت به جبهه پایداری ابراز کرده و گفت که با اینکه این جبهه راه خود را ترک کرده است، با این حال نباید به آن اعتماد کرد (این جبهه شامل حامیان قبلی احمدی نژاد است).
مجتبی خامنه ای ادعا داشت که دستکاری با این ارقام خطرناک است و در هر صورت آنها بخاطر مخالفت شان با احمدی نژاد میتوانند در مجلس آتی مفید از آب درآیند. وی پیشنهاد کرد که به آنها این امکان داده شود که با حدود یک ربع کرسی ها، به دومین حزب بزرگ تبدیل شوند. خامنه ای این سخنان را تائید کرد.
جعفری گزارش داد که جریان فتنه تلاشهای خود را مبنی بر تحریم کلان انتخابات متمرکز خواهد نمود و این امکان وجود دارد که تعداد بسیاری از مردم از خانه هایشان بیرون نیایند و این نکته درست به اظهارات خامنه ای که این مسئله را تهدیدی جدی برای مشروعیت نظام اسلامی می دانست، مربوط میشود.
طائب گفت که مقوله درصد پایین شرکت کنندگان در انتخابات موجب نگرانی دائمی او نیز هست و این مسئله ای نیست که به آسانی حل شود. وی افزود که هر چقدر کمتر مردم در خیابانها باشند نظم و آرامش در خیابانها بهتر حفظ خواهد شد. نقدی اظهار موافقت کرد.
حقانیان سخنان وی را قطع کرد و اظهار داشت که نیروی انتظامی قادر به سرکوب تطاهرات اعتراضی هست و این وظیفه آنهاست و اعتراضات معدود بهتر از سکوت انبوه مردم است.
صادق لاریجانی تاکید کرد که مهمترین کار ترغیب مردم است که راهی صندوق های رای شوند واز هر نوع تحریم جدی جلوگیری شود.
مجتبی خامنه ای موافقت کرد و گفت که بسیار مهم است که در این مورد اطمینان کامل حاصل شود و واقعیت مهم نیست، مهم این است که نتایج رسمی بهتر از سال 1387 و نزدیک 70 درصد باشد و حتی 66 درصد نیز به منزله دستآورد ما خواهد بود. خامنه ای این سخنان را تایید نمود.
جعفری به خامنه ای قول شرف داد که هر کاری که از دستش برآید برای تضمین این امر انجام بدهد و گفت که خوب مواظب اقدامات وزارت کشور باشند بطوری که اشخاصی که آرا را میشمارند در اعلام نتایح نهائی انتخابات هیچ مشکلی ایجاد نکنند.



۱۳۹۰ بهمن ۲۲, شنبه

نظرات دکتر مهرداد خوانساری در ارتباط با کنگره ای که از سوی مرکز بین‌المللی "اولاف پالمه" برگزار شد



در ارتباط با نشست استکهلم، سئوالاتی، بخصوص پس از نوشته کوتاهی که در رابطه با برگزاری هر نوع کنگره ملی انتشار دادم، از من شده است که از این طریق به آن‌ها پاسخ می دهم.
نشست استکهلم ماموریتش را صرفاً در قالب یک گردهم آئی برای در میان گذاشتن مسائل جاری و بحث پیرامون پیدا کردن راه حل‌های مناسب قلمداد ساخته است. بدیهی است که اینگونه گردهمایی ها را نمی‌توان هرگز مورد نکوهش قرار داد و یا به این علت که دعوت از همه فعالان سیاسی صورت نگرفته است را باب طرح اعتراضات بی‌اساس نمود.
بحث اکادمیک پیرامون مسائل مهم مملکتی توسط بخشی از فعالان و صاحب نظران سیاسی که دارای دیدگاه‌های مختلف می‌باشند با تلاش برای پر کردن خلاء رهبری که باید با همت آن نیروهایی که حداقل توافق پیرامون شیوه پیشبرد مبارزات علیه جمهوری اسلامی را دارند  به این معنی که یا خواستار ادامه شیوه اصلاحات هستند و یا اینکه راهی جز ساختارشکنی را دیگر نمی بینند، متفاوت می‌باشد .
بدین ترتیب، ایجاد هیاهو پیرامون این جلسه در ارتباط با افراد دعوت شده و نحوه برگزاری جلسات، که حق مسلم برگزارکنندگان جلسه می‌باشد، امری بی مورد است، بویژه به این لحاظ که برگزارکنندگان با توجه به حساسیت اوضاع، خودشان به این نتیجه رسیده‌اند که اهمیت نشست را بیش از آنچه که بوده قلمداد ننمایند. 

نظرات دکتر مهرداد خوانساری در ارتباط با کنگره ای که از سوی مرکز بین‌المللی "اولاف پالمه" برگزار شد


در ارتباط با نشست استکهلم، سئوالاتی، بخصوص پس از نوشته کوتاهی که در رابطه با برگزاری هر نوع کنگره ملی انتشار دادم، از من شده است که از این طریق به آن‌ها پاسخ می دهم.
نشست استکهلم ماموریتش را صرفاً در قالب یک گردهم آئی برای در میان گذاشتن مسائل جاری و بحث پیرامون پیدا کردن راه حل‌های مناسب قلمداد ساخته است. بدیهی است که اینگونه گردهمایی ها را نمی‌توان هرگز مورد نکوهش قرار داد و یا به این علت که دعوت از همه فعالان سیاسی صورت نگرفته است را باب طرح اعتراضات بی‌اساس نمود.
بحث اکادمیک پیرامون مسائل مهم مملکتی توسط بخشی از فعالان و صاحب نظران سیاسی که دارای دیدگاه‌های مختلف می‌باشند با تلاش برای پر کردن خلاء رهبری که باید با همت آن نیروهایی که حداقل توافق پیرامون شیوه پیشبرد مبارزات علیه جمهوری اسلامی را دارند  به این معنی که یا خواستار ادامه شیوه اصلاحات هستند و یا اینکه راهی جز ساختارشکنی را دیگر نمی بینند، متفاوت می‌باشد .
بدین ترتیب، ایجاد هیاهو پیرامون این جلسه در ارتباط با افراد دعوت شده و نحوه برگزاری جلسات، که حق مسلم برگزارکنندگان جلسه می‌باشد، امری بی مورد است، بویژه به این لحاظ که برگزارکنندگان با توجه به حساسیت اوضاع، خودشان به این نتیجه رسیده‌اند که اهمیت نشست را بیش از آنچه که بوده قلمداد ننمایند. 

۱۳۹۰ بهمن ۱, شنبه

پناهجویان ترکیه، سرمایه خاموش جنبش‌های تحول طلب


موج سبز:‌ پناهندگی نه تنها برای کشورهایی که خود را به نوعی توسعه‌یافته و پیشرفته قلمداد می‌کنند، بلکه برای سایر جوامع نیز این امر «پدیده» و «مسئله» است. مطابق آخرین گزارش سالانه کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (۲۰۱۰)، ۴۳ میلیون نفر، تنها در کشوهای خودشان به سبب جنگ و عوامل دیگر، آواره و پناهجواند که بیش از نیمی از آن‌ها نیز کودکند. پاکستان با ۷/ ۱میلیون پناهنده و ایران و سوریه نیز هر یک با بیش از یک میلیون، بیشترین پناهندگان جهان را به خود اختصاص داده‌اند.
در ادامه این روند از تابستان ۲۰۰۹ موجی تازه از پناهجویان ایرانی راهی ترکیه شدند که توجه بسیاری از رسانه‌ها و فعالان حقوق بشر به وضعیت آنها جلب شد. کار‌شناسان معتقدند، موج مهاجرت قانونی و غیرقانونی ایرانیان از کشور در دو سال گذشته از پر شمارترین مهاجرت های پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ است. این موج در پی برخوردهای خشونت‌بار در ایران با به‌ویژه فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران پدید آمد اما در این بین، پناهجویان دیگری نیز هستند که پیش از رویدادهای سال ۲۰۰۹، از بیم امنیت خود به ترکیه گریخته‌اند و هنوز هم موفق به دریافت پاسخ مثبت از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل نشده‌اند.
به طور کلی در ۳۲ سال گذشته، دست کم، با سه موج مهاجرت اجباری ایرانیان مواجه بوده‌ایم. دولت انقلابی ایران در سال‌های نخست حکومت اسلامی بسیاری از فعالان سیاسی، وابستگان رژیم شاهنشاهی، سران ارتش، سرمایه‌داران، بهاییان و هنرمندان را در شرایطی خاص به ترک کشور مجبور کرد. دومین موج مهاجرت اجباری ایرانیان در طول دهه شصت خورشیدی و به دلیل جنگ ایران و عراق و نیز سرکوب مخالفان سیاسی و دگراندیشان اتفاق افتاد. سومین موج مهاجرت نیز به سال‌های اخیر برمی‌گردد که شرایط پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر بسیاری از فعالان روزنامه‌نگاران و حتی شهروندان عادی را به مهاجرت وادار کرد.
هرچند آمار دقیقی از تعداد پناهجویان ایرانی در ترکیه در دسترس نیست اما تخمین زده میشود بیش از ۴ هزار پناهجوی ایرانی در حال حاضر ساکن شهرهای مختلف ترکیه باشند. در این میان شهر وان، با ۳۸۰هزار نفر جمعیت، در نزدیکی مرز ایران، یکی از مراکز مهم ترکیه برای نگهداری پناهجویان محسوب می‌شود و پناهجویان ایرانی و افغانی بیشترین شمار این طیف را تشکیل می‌دهند. این شهر اولین جایی است که پناه‌جویان ایرانی پس از ورود به ترکیه در آنجا خود را به دفتر پناهندگان سازمان ملل معرفی می‌کنند و گاه تا سال‌ها در آنجا می‌مانند تا پس از پذیرفته شدن درخواستشان، شرایط انتقال آنان به یک کشور امن اروپایی فراهم شود.
گزارشگر موج سبز در همین رابطه با یکی از پناهجویان ساکن در این شهر گفت و گویی انجام داده که در ادامه میخوانید. «محمد» میگوید مشکلات مالی در واقع آخرین نیاز پناهجویان در این شهر است و بر این باور است که پناهجویان سیاسی در ترکیه سرمایه ی عظیمی برای جنبش های تحول‌ طلب به حساب می‌آیند که چنانچه به خوبی از توانائی آنها بهره گرفته شود میتوانند در مواردی موثر باشند:
موج سبز:‌ به چه دلیلی و چه زمانی وارد ترکیه شدید؟
محمد: اوایل مهر ماه ۹۰ از سوی دادگاه احضار شدم. با پیگیری هایی که کردم و خبرهای واصله از تیم بازجویی، پس از هماهنگی با دوستان خارج از کشور، برای پیشگیری از حبس طولانی و ادامه فعالیت ها ازایران خارج شده و به ترکیه آمدم.
مدت زمان رسیدگی به امور پناهجویان در ترکیه به طور میانگین چند ماه است؟
به عوامل متعددی وابسته است، اما اگر بصورت عادی و بدون مشکل پیش رود حدود یک و نیم سال را میهمان ترکیه خواهیم بود.
در این مدت مهمترین مشکلات پیش روی پناهجویان چه عواملی هستند؟
هزینه زندگی (حدوداً یک و نیم برابر ایران)، عدم مجوز کار، نبود امکانات توانمند سازی پناهجو از قبیل آموزش زبان، مشکلات روحی پناهجویان که همگی زخم خورده و رنج کشیده از حاکمیت ایران هستند و نیز نبود سرپرستی مشخص جهت ساماندهی به برنامه ها نیز دلیلی است تا حرکات خودجوش پناهجویان در راستای حل مشکلات فوق دچار سوء تفاهم شده و عمدتاً رها شود.
آیا تا به حال شاهد بوده اید که پناهجویی از مشکلات به تنگ آمده و به ایران بازگشته باشد؟
بنده ندیده ام که کسی برگردد اما بارها شنیده ام که از این وضعیت به تنگ آمده و آرزوی بازگشت کرده اند اما بدلیل خطر بازگشت این آرزو را بسیار پرهزینه و خطرناک می دانند.
به طور تخمینی فکر می کنید چند درصد از پناهندگان در ترکیه فعالیت سیاسی یا اجتماعی دارند؟
در ابتدا این نکته قابل ذکر است که طبق مشاهدات بنده، فعالیت سیاسی یا اجتماعی مناسبی طرح ریزی و مقدمه چینی نشده است لذا مشارکت پناهجویان در فعالیت های اجتماعی یا سیاسی موجود به ۱۰ درصد هم نمی رسد البته آن هم در شهرهای کوچک. در مواقعی که این فعالیت نیاز به خروج از شهر و صرف هزینه دارد (مانند تجمع در پایتخت) این رقم به مراتب کمتر نیز می شود، شاید در حدود ۲-۳ درصد. در شهرهای بزرگ بدلیل پراکندگی جمعیت، درصد فعالان بسیار کمتر است و شاید در شرایط عادی از حدود دو سه درصد فراتر نرود.
دلیل این کم تحرکی چیست؟
مشکلات بسیاری وجود دارد. از عدم تعادل روحی و اخلاقی پناهجویان برای پذیرش مشکلات فعالیت جمعی گرفته، تا ترس از برخورد از سوی پلیس یا برخوردهای سرد مردم ترکیه و مشکلات مالی و مشغله کاری و نگاه مذهبی مخالف سیاست و ترس از آزار خانواده در ایران و مشکلات روحی و افسردگی و حتی تردید در اثرگذاری فعالیت ها.
به نظر شما چگونه می توان بخش خاموش پناهجویان حاضر در ترکیه را به فعالیت های سیاسی یا اجتماعی ترغیب کرد و اصولا فکر می کنید این امر چقدر ضرورت دارد؟
صد البته ضروری است. ما در یک قدمی ایران هستیم، رفت و آمد بسیاری بین ترکیه و ایران هست و به همین نسبت اثرگیری و اثرگذاری بسیاری نیز ممکن است. اکثریت ما تازه از ایران خارج شده ایم، چگونه از مردمی که زیر فشار حاکمیتند انتظار داریم جان خود را کف دست بگیرند و خودمان به دلایل بسیار ضعیف کنار بنشینیم، ضمناً همگی از جور حاکمیت مجبور به کوچ شده ایم، خائنانه است که فقط به دنبال عافیت خود باشیم.
در خصوص فعالیت کم فروغ، بنده فکر می کنم این همان دردیست که در داخل ایران نیز به آن دچاریم و آن به چشم نیامدن اثر فعالیت هاست، اگر جمع در هر زمینه ای اثرگذاری خود را نشان دهد، خود سبب رشد فعالیت در زمینه های دیگر نیز خواهد شد و برای اثرگذاری و نمایش موفقیت فعالیت ها نیاز به برنامه ریزی صحیح وجود دارد. ضمناً ما باید بخشی از توان خود را صرف رفع مشکلات پناهجویان کنیم تا هر کسی به درد خود در گوشه ای مشغول نشود. در زمینه های مختلف اقدامات گوناگونی در گذشته و حال بوده و هست، اما پروسه جذب و توجیه به درستی طرح ریزی نشده است، چنانکه بنده از اولین روزهای ورودم آمادگی و حتی تشنگی خود برای فعالیت را در جمله ی این زمینه ها ابراز کرده ام، اما همچنان باید هر گروه و دسته ای را کشف و با اصرار به آن ورود و با آنها همکاری کنم، گویی قرار نیست همه مشارکت کنند و در جریان موفقیت ها نیز باشند و بعضاً با رفتن برخی از افراد از ترکیه به کشور ثالث، فعالیت های گروه نیز پایان می یابد.
رابطه ی پناهجویان با یکدیگر چگونه است؟ آیا اتحاد و اعتماد قابل ملاحضه ای میان آنان وجود دارد؟
متاسفانه بسیاری از ما مرز بین همکاری و اعتماد را به درستی نمی دانیم، برخی به سرعت جذب یکدیگر شده و تقریباً به همان سرعت نیز با بروز اختلافی از یکدیگر نهایت فاصله را می گیرند. برخی نیز از ترس زخم خوردن نگاهی فوق العاده امنیتی و بی اعتمادانه داریم. هنوز الفبای دموکراسی و احترام به حقوق یکدیگر را به خوبی فرا نگرفته ایم و در نهایت کمتر رابطه ای پیدا می کنیم که با رعایت اصول در جهت یک کار گروهی ماندگار پیش برود.
نگاه مردم ترکیه درباره ی پناهندگان ایرانی چگونه است؟ آیا در مورد مسایل جاری ایران آگاهی دارند؟
بسیاری از مردم ترکیه پناهجویان را در سودای زندگی در غرب می بینند. اغلب با باوری ناقص و غلط ایران را یگانه مبارز در برابر امپریالیسم و اسرائیل می دانند و غالباً هم پیرامون فجایع جاری در ایران اظهار بی اطلاعی کرده و دیدگاه خود را ناشی از نگاه از بیرون و با اطلاعات مختصر عنوان می کنند. به طور کلی می توان گفت که حتی فعالان حقوق بشریشان نیز درک صحیحی از فضای ایران ندارند.
آیا پناهجویان اقدامی برای رفع این عدم آگاهی انجام می دهند؟
حقیقت ماجرا این است که بنده علیرغم اصرار به ضرورت تغییر نگاه عمومی مردم ترکیه، تلاشی جدی را در این راستا از دوستان پناهجو ندیده ام، علت این امر را نیز غفلت فعالان از این نکته مهم می دانم. چون ادعای علم سیاسی ندارم نمی گویم ضعف علمی اما به شخصه فکر می کنم نکته مهمی است که نادیده گرفته شده است. چرا که همین گنگی مردم ترکیه در مواجهه با اقدامات اجتماعی یا سیاسی پناهجویان عاملی بازدارنده است. در حالیکه گرفتن کوچکترین تایید یا حمایتی از سوی مردم یا نهادهای اجتماعی یا سیاسی ترکیه به معنای شنیده شدن صدای مردم ایران است و روحیه ای چندین برابر به فعالان خواهد داد.
آیا چنانچه پناهجویان ایرانی در مدت زمان حضور در ترکیه خواهان فعالیت سیاسی بر علیه حکومت ایران باشند، دولت ترکیه مانع آنان خواهد بود؟
البته در خصوص فعالیت سیاسی طبیعی است که از فعالیت سیاسی پناهجویان خشنود نیست، حتی تذکراتی را به فعالین جدی می دهد اما برخورد شدیدی مشاهده نکرده ام. دولت ترکیه اگر بداند که با کمی سخت گیری پلیس شما عقب خواهید نشست از این کار دریغ نخواهد کرد، اما مجوز تجمعات و فعالیت ها با رعایت موازین مورد نظر پلیس داده می شود یا حداقل بنده موردی خلاف این نشنیده ام.
رابطه ی پناهندگان با نهادها و سازمان های بین المللی حقوق بشری در ترکیه چگونه است؟ به طور مثال آیا پناهجویان فعال در ترکیه با سازمانی همچون عفو بین الملل همکاری می کنند؟
معمولاً رابطه ی جدیدی ایجاد نشده، دوستانی که از قبل با نهادهای بین المللی مرتبط بوده اند بدون بسط آن به شرایط موجود در ترکیه بصورت انفرادی ارتباط خود را ادامه می دهند. اخیراً از سوی چند تن از دوستان ارتباطات اندکی با چند نهاد حقوق بشری ایجاد شده که بدلیل کمبود نفرات حکایت جهنم ایرانی است که یک روز قیف نیست و یک روز قیر و همینطور در روزهای دیگر!
نقش رسانه های فارسی زبان خارج از کشور درقبال پوشش امور پناهجویان ایرانی در ترکیه را چگونه ارزیابی می کنید؟
جز در موارد خاصی همچون زلزله ی شهر وان و دیپورت (آن هم نه خطر دیپورت بلکه انجام آن) و اعتصاب یا اعتراض شدید، چیز دیگری ندیده ام. البته معدود جمعیت های حمایت از پناهجویان در حد فعالیت در فضای اینترنت وجود دارند.
خواسته ی شما از احزاب یا شخصیت های سیاسی در قبال پناهجویان ساکن ترکیه چیست؟
بنده در ابتدا عرض می کنم آخرین چیزی که پناهجویان نیاز دارند پول است. این جمعیت پناهجو سرمایه بزرگی است. نه تنها این پتانسیل، که فعالان یا هواداران تشنه ی برنامه ریزی در داخل ایران سرمایه ی بزرگی به شمار می روند و کمی ارتباط و کمک به برنامه ریزی امور، مطمئناً فوران فعالیت و موفقیت را در پی خواهد داشت. صاحبنظران و اندیشمندان غفلت کرده اند و این بخشودنی نیست. بنده متاسفانه طی ارتباطاتی که داشته ام در حد علم کم خود نیز ضعف علمی مشهودی را در امور مختلف از شخصیت های نامدار مبارزه دیده ام که قطعا با کنار هم قرار دادن تخصص ها و تجربیات قابل رفع است. اینکه چرا برای نقایصی که بسیار آشکار است چاره ای اندیشیده نمی شود، واقعاً جای تعجب دارد. بسیاری از نام ها باعث افزایش اعتبار گروهها و سازمان ها شده و به تصمیمات گروه اطمینان برای اجرا می دهند، چه ایرادی دارد که فلان صاحب نظر دورادور با گروه های فعال هم اندیشی کند؟ بنده عرضم این است که همه در برابر هزینه هایی که ثانیه به ثانیه در ایران و خارج از ایران در حال پرداخت از کیسه ی جان و روح و مال مردم است مسئولیم. تشنگی را می بینیم، نباید بنشینیم تا تشنه سراغ آب زلال و سالم بیاید، آنکه علم و توانش را دارد باید طبیب دوّار باشد، پیامبری کند و نه مرید و مراد بازی که بیایند و بپرسند تا ما بگوییم.
منبع خبر؛سایت موج سبز